محمد مهدى ملايرى
191
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كتاب جز نزد موبدان و بزرگان كه مقصود از آن خاندانهاى بزرگ ايرانى است يافت نمىشود دليل بر اين مطلب تواند بود كه تا دورهء مسعودى هنوز قسمتهائى از آييننامه ترجمه نشده و در دسترس همه نبوده است . شايد علت اين امر آن بوده كه آييننامهء بزرگ گذشته از معارف و فنونى كه در جامعهء عربى اسلامى شناخته شده و رواج يافته بوده شامل مطالب ديگرى هم بوده است كه يا با محيط اسلامى سازش نداشته و يا اينكه تا آن موقع هنوز مورد توجه اعراب نشده بوده است . بههرحال چنان كه خواهيم ديد بعضى از كتابها كه از نوع همين آييننامهها بوده خيلى پس از ابن مقفع به عربى ترجمه شده ، و اين مىرساند كه ترجمهء ابن مقفع شامل همهء كتاب نبوده گرچه ترجمهء او به نام « آييننامه » معروف شده بوده است . نظير آن ترجمه « خداينامه » كتاب پهلوى ديگرى است كه در همين دوران چندين بار به وسيله ابن مقفع و پس از او بهوسيلهء چند تن ديگر همه يا قسمتهائى از آن ترجمه يا تلخيص يا اقتباس شده و همهء آنها هم به نام « سير الملوك » كه همان ترجمهء « خداينامه » است معروف گرديده . نام آييننامه در بسيارى از مآخذ عربى و اسلامى آمده است . مسعودى همانطور كه گذشت در « التنبيه و الاشراف » و ابن النديم در « الفهرست » در دو جا و ثعالبى در « غرر اخبار ملوك الفرس » از آن نام بردهاند ، و آثارى از آن را در نامهء باستانى « تنسر » و در تاريخ حمزه اصفهانى و كتاب « جوامع الحكايات » محمد عوفى يافتهاند . ولى مهمتر از همه از نظر كسب اطلاعات دربارهء چگونگى اين كتاب و نوع مطالب آن قطعاتى است كه از خود اين كتاب در يكى از مآخذ قديمى عربى - يعنى در كتاب « عيون الاخبار » ابن قتيبه - باقى مانده است . اين قطعات چنان كه معلوم مىشود باقيمانده از نخستين ترجمهء عربى است كه از آييننامه شده و محتمل است كه از ترجمهء ابن مقفع گرفته شده باشد ، هرچند احتمال هم مىرود كه ابن قتيبه مستقيما به اصل پهلوى آن مراجعه كرده و اين مطالب را از آن نقل و ترجمه كرده باشد ، زيرا ابن قتيبه هم ايرانى بوده ، و چنان كه از كتابش پيداست نسبت به اينگونه آثار ايرانى نه تنها بيگانه نبوده بلكه اطلاعات